As Semantic As It Gets
این توصیهها رو به عنوان نظر در پایین مطلبی در وبلاگ «حسین شرفی» نوشتم. فکر کردم بهتره یک بار دیگه اینجا منتشرش کنم. کلیه حقوق این مطلب متعلق به من، نویسنده وبلاگ robinhood1362.persianblog.ir، است. خوب است بگویم که اگر تعلقی به وبلاگام که از سال 82 دارم احساس نمیکردم، حتماً نسبت به تعویضاش اقدام میکردم: از پرشینبلاگ خوشم نمیآید.
پاسخ به
یادداشت :
نسخه بتای پرشین بلاگ را تست کنید
امیدوارم این نظر رو دستکم نگیرید و بهش عنایت کنید:
1) تاریخ دیفالت رو نه با جداکننده «/» که با «.» تنظیم کنید. به این
ترتیب 1386.09.14 در هر براوزری اعم از IE و FF به همین صورت دیده میشه،
در صورتی که با «/» در دو مرورگر یادشده تو هر کدوم که درست دیده بشه تو
اون یکی برعکس دیده خواهد شد. مثل همین صفحه نظرات که من تو FF تاریخ رو
برعکس میبینم.
2) من نتونستم وارد اکانت پرشینبلاگ خودم از طریق این سایت آزمایشی بشم و
داخلش رو ببینم. ولی از همین صفحه اولی که طراحی شده میبینم که طراحی با
css خالص مراعات شده و این طرح صفحه اول tableless است. هرچند کاملاً
semantic نیست: از H1 و H2 و... استفاده نشده، تگ html بهتره علاوه بر
مشخص کردن زبان lang=fa جهت متن رو هم rtl تعیین کنه؛ نه با css که به
صورت dir= . صفحات ویکیپدیای فارسی (غیر از صفحه اولش) بهطور کامل این
رویکرد را به کار گرفتند. در ادیتور هم امکان اضافه کردن h1 و h2 و...
اضافه بشه. خود متن هم اتوماتیک به تگ p تبدیل بشه. امکانات زیاد در
ادیتور مثل چاقوی دولبه است که بیشتر لبه غیرمفیدش میبره.
این رویکرد معمولاً تو قالب وبلاگهای اجنبی مراعات میشه: عنوان وبلاگ h1
است. توضیح وبلاگ (یا زیر تیتر) h2 یا در بعضی موارد p است. عنوان پستهای
وبلاگ هم h2 یا اگر این به عنوان توضیح کوتاه وبلاگ استفاده شده، عنوان
پستها با تگ h3 است. <html dir=rtl هم که یک بار در قالب آمده و نیازی
به تکرار این جهتدهی متن، قرارگیری راستچین و justified و... اینها هم
نیست. که البته این آخری باید یکبار در css تعریف شود. امکانات ادیتور
برای تغییر اینها باید به مواردی محدود شود که شخصی میخواهد پاراگرافی به
زبانی ltr را بهصورت چپچین (مثل زبان انگلیسی) داخل وبلاگ خود که در
سایر موارد یک صفحه کاملا rtl است بگنجاند.
البته من کاملاً واقفم که هر کسی میتواند به سلیقه خودش اینها را در
قالب خودش اعمال کند، ولی قرار دادن این ویژگیها به صورت دیفالت، این
شیوه semantic و خوب را ترویج میکند: کسانی که از اینها سر در نمیآورند
هم از اینها بدون که اینکه بدانند بهرهمند میشوند.
3) قالب دیفالت هم طوری طراحی شود که به دنبال عنوان وبلاگ، پستها بیاید، و
بقیه مطالب مثل لینکها و آرشیو و پستهای اخیر (که الحمدا.. در
پرشینبلاگ خبری از پستهای اخیر و اینها نیست) در ادامه پستها بیاید.
بعد با css اینها به هر طرحی که میخواهد دربیاید.
یک نکته هم در باره طراحی صفحه mypersianblog.ir که به جای گذاشتن عکس <img در
عنوانها از تکنیک image replacement استفاده کنید. این زیرعنوانها را
(که مثلاً میشود h2 - منظورم این «فهرست وبلاگها»، «وبلاگهای بهروزشده»
و... است) به صورت h2 بگذارید با متن فارسی و بعد این متن را
text-indentاش را بگذارید -9999px که به کل از صفحه خارج شود و بعد در
بکگراوند این عکسها را که با فونت خوشگل درست شده بگذارید. یک کاری هم
بکنید صفحات بدون javascript هم کار کنند. البته باز شدن کامنتها به صورت
لینک href و نه javascript دست اسپمرها را به ایمیل نظردهندهها باز
میکند. پیشنهاد میکنم ایمیل نظردهندهها نزد نویسنده وبلاگ محفوظ بماند
و در معرض دید عموم (و اسپمرها) نباشد.
سایتهای ایرانی اصلاً بویی از استانداردها بردهاند؟ شاید این سؤال بهتری باشد. غوروغوص در میان وبلاگ-وبسایتهای طراحان صاحبنظر و مطرح غیرایرانی چنین به ذهن متبادر میکند که بایستی این استانداردها در صفحات اینترنتی لحاظ شود:
کاش من هم یک وبسایت داشتم. کاش قلمروی داشتم روی اقیانوس اینترنت. آن
وقت به ایرانیها که مثل خودم در همه چیز عقب هستند فقط و فقط به این خاطر
که خودشان را کپی میکنند، میفهماندم که وبسایت و پایگاه اینترنتی و
پورتال و وبگاه و صفحه رسمی و صفحه اصلی و صفحه فرعی و... یعنی چه.
ایرانیهایی که طراحان سایتهایشان با اسکریپتهای آماده کیف میکنند،
دائم به دنبال پیاده کردن سیستمهای آماده هستند تا کلی بیخودی سروصدا
کنند و اصلاً حالیشان هم نمیشود که چهکار کردهاند و چه messای درست
کرده و چه افتضاحی را به اسم وبسایت و امکانات وبسایت الم کردهاند.
برای نمونه به سایت پرژنتولز سری بزنید و ببینید که جوانهای مملکت دنبال
cmsهای سایتهایی مثل یوتوب، ایستگاه، نمونههای تبلیغات پیکسلی، و قص علی
هذا هستند. آخه تو مملکتی که نصف بیشتر ملت با dial-up به اینترنت دسترسی
دارند، اون نصف کمتر بقیه هم با dslهای 64 و 128 کیلوبیتی یا مثل من
512های حجمی تبلیغات پیکسلی و سایت شبیه یوتوب چه لطفی دارد. همین سایتهایی که اطلاعات متنی قرار است در اختیار ملت قرار دهد آنقدر کد اضافی و زائد دارد که بعضی وقتها خواندن چند خط خبر و مقاله فارسی از دیدن یک ویدیو روی یوتوب بیشتر وقت میبرد؛ از لحاظ ظاهر شدن صفحه گفتم. ملت دنبال هر رده اطلاعات و
محتوایی روی اینترنت باشند، از عکسها و ویدیوهای پورنو گرفته تا اخبار،
دنبال محتوای خوب هستند. پورنویی که میبینند باید درست و حسابی باشد،
سایتی که برای اخبار به آن مراجعه میکنند یا RSSهایی که آبونه آن شدهاند
باید به خوبی تدوین و سرهم شده باشد، سایتی که از آن خدمت ایمیل میگیرند باید چیزی کمتر از gmail نباشد، و... و حق هم دارند. همه
مردم دنیا، یا بهتر نوع بشر همیشه دنبال کیفیت بوده و به چیزی کمتر از
عالی رضایت نمیدهند. خب... البته وقتی عالی وجود داشته باشد؛ والا با
نسبتاً بد هم میسازند!
در میانه این بلبشوی سایتهای ایرانی چند تای آنها قامت خود را افراشته
نگه داشتهاند؟ در باره معروفیت و محبوبیت وبسایتها شاید بعداً صحبت
کنیم، ولی الان همین را بچسبیم که چند تا از وبسایتهای ایرانی (فارسی)
به لحاظ طراحی معنایی صفحات، جدا کردن محتوا از نمایش، accessiblity،
بهینهسازی سرعت دیده شدن صفحات و کل سرفصلهایی که بحث آنها در لایه
زیرین رسانه اینترنت میگنجد و در جوامع «خارجی» جریان دارد و در جامعه «داخلی» کسی برای آنها تره هم خرد نمیکند، نمره قبولی
میآورند؟ باز خدا پدر بعضی از قالبهای پیشفرض وبلاگها و cmsها را
بیامرزد که محتوا را از نمایش جدا میکنند و همین چند سایت ایرانی که با
این سامانههای مدیریت محتوای فارسیشده برپا شده از چنین ویژگیای
برخوردارند. گذشته از چند تا موردی که گفتم بقیه سایتها واقعاً
accessible یا قابل دسترسی برای افراد یا رایانههای کمتوان و همچنین
مرورگرهای تلفنهای همراه و PDAها و کلاً handheldها نیستند. قبلاً در
باره CSS و جدا کردن محتوا از نمایش، و استفاده از تگهای معنایی مثل h1،
ul، و نظایر آنها نوشتهام. در واقع من وقتی خودم را جای اصغر بیعلاقه به
این مسائل ولی با یه کم IQ میگذارم که همه این حرفهایی را که من میزنم
دنبال کرده و سعی کرده بفهمد آخر قضیه این همه حرفی که زدیم پماد و مرهم
کدام زخممان میشود میگذارم به این نتیجهگیری میرسم: این آقا (یعنی
من) میگوید که همه صفحاتتان را باید با تگهای مخصوص عناوین، پاراگراف،
لیستهای بیشماره و شمارهدار و... طراحی کنید، برای رنگ و لعاب صفحهتان
از CSS و نه table و سایر تگهای HTML استفاده کنید، برای همه عکسهایتان
alt را کامل کنید، افراد دارای ناتوانیهای جسمی را در نظر بگیرید، و کلاً
روی این خط و موی باریک استاندارد وب راه بروید و مبادا کج و راست شوید که
با کله از روی پل صراط توی سرب مذاب سقوط میکنید. خب. گیریم هم صفحات
اینطوری طراحی شدند. خب اینا که چیزی نیست. همه اینها شد. که چی؟!
همه اینها حرفهای آسانی هستند ولی کسی به آنها عمل نمیکند. عمدتاً به این خاطر که بیشتر آدمها اینها را نمیدانند، یا میدانند ولی نیازی به اجرای آنها احساس نمیکنند. در همین بلاد فرنگ هم اگر طرح و لایحهای نبود که وبسایتها را ملزم به accessible بودن کند، کسی نه سرش درد میکرد و نه پول توی جیباش زیادی کرده بود که به فکر redesign بیفتند. بعله! همه این ملاحظاتی که گفتیم بهتر است (در برخی کشورها باید) در طراحی صفحات مدنظر قرار بگیرد کسی را نمیکشد، ولی با چشمپوشی کردن از همین نکات ریز هست که همه میتوانند طراح وب قلمداد بشن. اینها آسان و برای افراد با IQ بالای 70 قابل هضم است، البته آن هم به شرطی که چند کلاس سواد داشته باشند، اما همین آسانها و قابل هضمها ولی غیر قابل اجراها (چون به درشکه عادت کردهایم) تعهد و dedication جامعه محترم مهندسهای طراح
وب و بقیه غیر مهندسهای طراح وب را میطلبد. اینها هستند که دفعه دیگه
که به دانشکده دندانپزشکی میان که سیستم محیرالعقول خودشون رو show case
کنن، بهتره بهخاطر خیلی از اخلاقیات و مقدسات، بهجای اینکه تمپلیتی با سیستم کهنه منوهایی که منحصراً با Javascript کار
میکنه و لینکهاش هایپرلینک (href) نیست، ورود به سیستم داره، با asp و
MS-SQL اونهم منحصراً ورژن 2005 کار میکنه، آپدیتاش فقط به دست یک نفر
صورت میگیره و هر بلایی که سر سیستم بیاد باید خودشون بیان و درستش کنن؛
لطف کنن و یه سیستم cms اپنسورس مبتنی بر php رو روی میز بذارن که از لیستهای
بدون شماره برای منوها استفاده میکنه، اتفاقاً ورود به سیستم هم داره،
از کدهای اختصاصی مایکروسافت که فقط IE اونها رو parse میکنه استفاده
نمیکنه، و مصداق آفتابه لگن هفت دست نیست و به تمام اعضای سازمان شام و
ناهار میده، و یک سیستم انعطافپذیر به تمام معناست.
همه اینها اگر و فقط اگر، برخی افراد - بهاصطلاح طراحان و در واقع
پرکنندگان تمپلیتهای آماده، با گوجه و جاواسکریپت اضافه، همان ارثیه دزدی
کسانی که لعنت کردند پدر و مادر کسی را که از کدهای آنها استفاده کند و به
آنها دلار ندهد - سعی کنند تمپلیتهای بهتری را پر کنند! آخر سر، دستمزد
آنها که فرقی نمیکند.
مطمئن نیستم ولی به یک علتی تو طول هفته این فکر با من بود که این هفته
هفته خوبیه. از «تصور کن، تجربه کن» حرف نمیزنم. داشتم خوبیها رو تجربه
میکردم. خب... مدل خودم. آررر! خب ما هم استایل خودمونو داریم. فقط محمود
رامتین نیست که تریپ فشن باشه و فوتو سشن داشته باشه و سو کالد کنسرت
بذاره واسه خودش و کلی جناب وجودش رو تحویل بگیره. ما هم بلدیم! بذارین
ببینم... خب باید در بارهاش فکر کنم. و بعد هم اقدام. در باره چی حرف
میزنم؟ ایمیج نو.
خیلی خب. بسه. خیلی حرفا میاد تو مخم و میره. ولی فعلاً پیاده کردن همین
قدر از نوار مغزیام برای مند کردن پیسز آو مای (یو کود سی) بروکن هارت
کافیه.
مود سوینگ یا بالا و پایین رفتن مود هم از اون حرفاست که بنده و فکر کنم هر بنیبشری دچارش بشه. چه میشه کرد آدم بعضی وقتا کم میاره و مودش میره پایین. بعضی وقتام که داره آسمونا رو سرف میکنه و مودش میره بالا. اینا رو گفتم که «فهمات بره بالا!»
حالا فهم شما جهنم!!! فهم خودم دچار مشکل شده. نصفه شبی نزده به سرم. بازم رفتم تو یه مودهایی که قبلاًها هم رفته بودم توش. مود کلاً چیز بدیه؛ آدم رو نصفهشبی زابهراه میکنه! دوربین عکاسی نگرفتم. موبایل خوشگل ندارم. کاری به کارت ندارم. کاری به کارش ندارم. آخه امروز تولده مثلاً. تولد یک آدم. خودسانسوری هم چیز بدیه. ولی اگه وبلاگ منتسب بهت باشه اون موقع است که دچارش میشی. بعد فکر میکنی شاید یه آدرس ناشناس رو باز کنی و تو اون بنویسی. بعد میگی ای بابا. بیخیالاش میشی. آخ که من چقدر این تاچتایپنگ رو دوست دارم. قاتل مچ! کارپال تونل! بذار استفاده کنیم این مچ و این انگشتا رو. خودمونو بریزیم بیرون. راستی این بینظیر هم برگشته میتونن با حاجی برن «پشت درهای بسته» و هر چی دارن بریزن بیرون. بگن اینه! اگر خدا بخواد نتایج مذاکرات 9 ماه دیگه مشخص میشه! قاه قاه قاه قاه هر هر هر هر کر کر کر کر..! خداییش با چه چیزایی دلخوش بودیم. حالا میبینم که زندگی رنگ باخته! البته هی دارم تکرار میکنم که من الان باید آن تاپ آو ایت باشم و ات مای بست؛ اما ای دل غافل! کجا مای بست و آن تاپ؟ که در عرش که نه بر فرش هم نه در اسفلالسافلینام من. روحیهام رو میگم. به عبارتی همون مود سوینگ که الان تو قسمت سینوسی اکس مساوی منفی یک قرار داره. دیدین هنوز حس شاگرد ریاضی رو از دست ندادم. با این که دانشگاهم یک کلمه به این چیزا ربطی نداشت؟! خیلی خب. حالا که همه کانوینس شدین که من سایکو هستم و نصفهشبی خوابنما میشم و ××شر مینویسم و فلان و بلا و بلا... برین دنبال کارتون. حرف و نظر نمیخوام ازتون. ایو گات ایناف آو ذم!