نوار مغزی من

As Semantic As It Gets

  RSS 2.0 

توصیه به توسعه‌دهندگان سرویس بلاگ

روز پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦ ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ | پيام هاي ديگران ()

این توصیه‌ها رو به عنوان نظر در پایین مطلبی در وبلاگ «حسین شرفی» نوشتم. فکر کردم بهتره یک بار دیگه اینجا منتشرش کنم. کلیه حقوق این مطلب متعلق به من، نویسنده وبلاگ robinhood1362.persianblog.ir، است. خوب است بگویم که اگر تعلقی به وبلاگ‌ام که از سال 82 دارم احساس نمی‌کردم، حتماً نسبت به تعویض‌اش اقدام می‌کردم: از پرشین‌بلاگ خوشم نمی‌آید.
پاسخ به یادداشت : نسخه بتای پرشین بلاگ را تست کنید
امیدوارم این نظر رو دست‌کم نگیرید و بهش عنایت کنید:
1) تاریخ دیفالت رو نه با جداکننده «/» که با «.» تنظیم کنید. به این ترتیب 1386.09.14 در هر براوزری اعم از IE و FF‌ به همین صورت دیده می‌شه، در صورتی که با «/» در دو مرورگر یادشده تو هر کدوم که درست دیده بشه تو اون یکی برعکس دیده خواهد شد. مثل همین صفحه نظرات که من تو FF تاریخ رو برعکس می‌بینم.
2) من نتونستم وارد اکانت پرشین‌بلاگ خودم از طریق این سایت آزمایشی بشم و داخلش رو ببینم. ولی از همین صفحه اولی که طراحی شده می‌بینم که طراحی با css‌ خالص مراعات شده و این طرح صفحه اول tableless است. هرچند کاملاً semantic نیست: از H1 و H2 و... استفاده نشده، تگ html بهتره علاوه بر مشخص کردن زبان lang=fa جهت متن رو هم rtl تعیین کنه؛ نه با css که به صورت dir= . صفحات ویکی‌پدیای فارسی (غیر از صفحه اولش) به‌طور کامل این رویکرد را به کار گرفتند. در ادیتور هم امکان اضافه کردن h1 و h2 و... اضافه بشه. خود متن هم اتوماتیک به تگ p تبدیل بشه. امکانات زیاد در ادیتور مثل چاقوی دولبه است که بیشتر لبه غیرمفیدش می‌بره.
این رویکرد معمولاً تو قالب وبلاگ‌های اجنبی مراعات می‌شه: عنوان وبلاگ h1 است. توضیح وبلاگ (یا زیر تیتر) h2 یا در بعضی موارد p است. عنوان پست‌های وبلاگ هم h2 یا اگر این به عنوان توضیح کوتاه وبلاگ استفاده شده، عنوان پست‌ها با تگ h3 است. <html dir=rtl هم که یک بار در قالب آمده و نیازی به تکرار این جهت‌دهی متن، قرارگیری راست‌چین و justified و... این‌ها هم نیست. که البته این آخری باید یکبار در css تعریف شود. امکانات ادیتور برای تغییر اینها باید به مواردی محدود شود که شخصی می‌خواهد پاراگرافی به زبانی ltr را به‌صورت چپ‌چین (مثل زبان انگلیسی) داخل وبلاگ خود که در سایر موارد یک صفحه کاملا rtl است بگنجاند.
البته من کاملاً واقفم که هر کسی می‌تواند به سلیقه خودش این‌ها را در قالب خودش اعمال کند، ولی قرار دادن این ویژگی‌ها به صورت دیفالت، این شیوه semantic و خوب را ترویج می‌کند: کسانی که از اینها سر در نمی‌آورند هم از اینها بدون که اینکه بدانند بهره‌مند می‌شوند.
3) قالب دیفالت هم طوری طراحی شود که به دنبال عنوان وبلاگ، پست‌ها بیاید، و بقیه مطالب مثل لینک‌ها و آرشیو و پست‌های اخیر (که الحمدا.. در پرشین‌بلاگ خبری از پست‌های اخیر و اینها نیست) در ادامه پست‌ها بیاید. بعد با css اینها به هر طرحی که می‌خواهد دربیاید.
یک نکته هم در باره طراحی صفحه mypersianblog.ir که به جای گذاشتن عکس <img در عنوان‌ها از تکنیک image replacement استفاده کنید. این زیرعنوان‌ها را (که مثلاً می‌شود h2 - منظورم این «فهرست وبلاگها»، «وبلاگهای به‌روزشده» و... است) به صورت h2 بگذارید با متن فارسی و بعد این متن را text-indentاش را بگذارید -9999px که به کل از صفحه خارج شود و بعد در بک‌گراوند این عکس‌ها را که با فونت خوشگل درست شده بگذارید. یک کاری هم بکنید صفحات بدون javascript هم کار کنند. البته باز شدن کامنت‌ها به صورت لینک href و نه javascript دست اسپمرها را به ای‌میل نظردهنده‌ها باز می‌کند. پیشنهاد می‌کنم ای‌میل نظردهنده‌ها نزد نویسنده وبلاگ محفوظ بماند و در معرض دید عموم (و اسپمرها) نباشد.

سایت‌های ایرانی چقدر به استانداردها نزدیک‌اند؟

روز جمعه ۳٠ آذر ،۱۳۸٦ ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ | پيام هاي ديگران ()

سایت‌های ایرانی اصلاً بویی از استانداردها برده‌اند؟ شاید این سؤال بهتری باشد. غوروغوص در میان وبلاگ-وب‌سایت‌های طراحان صاحب‌نظر و مطرح غیرایرانی چنین به ذهن متبادر می‌کند که بایستی این استانداردها در صفحات اینترنتی لحاظ شود:

  1. صفحات بایستی طبق اصول semantic web design طراحی شود. طراحی معنایی صفحات به معنی استفاده از تگ‌های HTML مخصوص هر موضوع است. h1 برای عنوان اول، h2 برای عنوان دوم (یا تیتر دوم؛ اگر دوست دارید)...، p برای پارگراف (بدنه مطلب)، blockquote برای نقل قول، ul و ol و li و dl و dt و dd برای لیست‌های بی‌شماره و شماره‌دار و توصیفی و برخی تگ‌های دیگر. به عبارت دیگر نباید از تگ‌های HTML (شامل تگ مخصوص ساختن جدول - table) که اجزای مربوط به ساختار سند (document) هستند، در نحوه نمایش و چیدمان مطالب استفاده کرد. برای چیدن مطالب در صفحه بایستی از CSS استفاده کرد. به‌ویژه table را باید فقط برای داده‌های جدولی کنار گذاشت. استفاده از آن برای چیدن مطالب و تصاویر در صفحه ممنوع است!
  2. صفحات بایستی قابل‌دسترسی باشند. این مطلب قدری برای ایرانی‌ها دور از ذهن است، ولی در خارج از محدوده‌های جغرافیایی این مرز و بوم، هستند ملت‌هایی که به آن دسته دهم‌درصدی یا گاهی اندی درصدی جامعه خود که از نوعی ناتوانی جسمی (کم‌بینایی و نابینایی، برخی شرایط محدودکننده کنترل حرکات ارادی) رنج می‌برند احترام می‌گذارند و صفحات خود را طوری طراحی می‌کنند که این دسته بتوانند با استفاده از نرم‌افزارهای صفحه‌خوان به مطالب یک وب‌سایت دسترسی پیدا کنند. همچنین رویکرد صفحات جایگزین دارای کنتراست رنگی بالا بین رنگ پس‌زمینه و حروف برای خواناتر کردن کلمات برای افراد دارای کوررنگی در برخی وب‌سایت‌ها به‌کار گرفته شده است. دسته دیگر کم‌توانی‌ها به مرورگرهای قدیمی و سرعت‌های پایین اینترنت برمی‌گردد. اگرچه تعداد مرورگرهای نوین رایگان با حجم‌های نسبتاً پایین برای دانلود کم نیست، همچنان این امکان وجود دارد که شخصی از مرورگرهایی که امروزه دیگر عتیقه محسوب می‌شوند برای دیدن صفحات شما استفاده کند. طراحی معنایی صفحات این افراد را هم داخل آدم جا می‌دهد. مورد دیگر در زمینه دسترسی، هم به افراد دارای ناتوانی و هم به ناتوانی در دسترسی به فن‌آوری مربوط می‌شود. سرعت پایین اینترنت در همه جای دنیا هنوز مسأله قابل‌تأملی است. هم کسانی که با استفاده از یک نرم‌افزار صفحه‌خوان به مرور وب مشغول می‌شوند و هم کسانی که به دلیل سرعت پایین لود شدن تصاویر را در مرورگر خود غیرفعال کرده‌اند بایستی با یک نوشته جایگزین روبه‌رو شوند. امروزه در مورد این نوشته سخت‌گیری نمی‌شود. اگر تصویر تزئینی است آن را خالی بگذارید (alt="") ولی خود alt را از HTMLتان حذف نکنید و برای تصویر تزئینی حتی ننویسید «این تصویر برج شهیاد است که در سال 1357 گرفته شده و نمادی از شهر تهران پایتخت ایران است»، چون بیشتر از اینکه توصیف کننده چیزی باشد، برای فرد نابینا گیج‌کننده خواهد بود، و اگر با هدفی قرار گرفته است یکی دو کلمه کلیدی بنویسید؛ انشا نوشتن را فراموش کنید. attributeهایی مثل longdesc (توصیف دراز) به احتمال زیاد در بیشتر مرورگرها توجهی نخواهد گرفت. استفاده از title در بیشتر تگ‌ها امکان پذیر است، ولی به احتمال زیاد در اکثر موارد بیش از حد استفاده شده است. متن لینک‌ها اگر به حد کافی توصیف‌کننده خود لینک هست تکرار آن در title سودی نخواهد داشت. یک مثال خوب برای کاربرد title لینکی است که نماد آن یک عکس است. این title در حالتی که نشانگر ماوس روی لینک توقف کند به صورت tooltip نشان داده می‌شود (مرورگر فایرفاکس). در کشور ما ایران سرعت پایین اینترنت یک ملاحظه اساسی در طراحی وب است، اگرچه به نظر کسی به آن توجه نمی‌کند. خیلی از مطالبی که می‌توان با متن معمولی نشان داد، با عکسی نوشته می‌شود که از فونتی زیبا بهره می‌برد. در این موارد باید از روش‌های image replacement استفاده کرد، اگر چه خود این روش‌ها در برخی سناریوها ناتوان می‌شوند.
  3. جاواسکریپت غیرمسدودکننده! این مورد که در انگلیسی unobstructive javascript خوانده می‌شود مخصوصاً باید مدنظر طراحان ایرانی قرار بگیرد. در مقالات خارجی بر این نکته تأکید می‌شود که نمی‌شود روی فعال بودن جاواسکریپت در همه مرورگرها مطمئن بود. بنابراین جاواسکریپت بایستی طوری به‌کار گرفته شود که در مواقع فعال نبودن یا وجود مانع بر سر راه اجرای برخی کدها (نظیر شرایط برخی اینترانت‌های اداری و سازمانی) عملکردهای اساسی یک سایت همچنان قابل‌دسترسی و فعال باشد. بدین معنا که صرف نظر از وضعیت فعال بودن جاواسکریپت در سمت کاربر، یک دکمه «ارسال»، «پاک کردن فرم»، «ورود» یا... همواره کاربر را به سمتی که قرار است هدایت کند. نه اینکه در صورت فعال نبودن آن، کاربر بارها دکمه ورود را فشار دهد و راه به جایی نبرد.
  4. استفاده از نوآوری‌هایی نظیر AJAX را به موارد کاربرد واقعی و مورد لزوم آن محدود کنید. صفحاتی که اطلاعات معمول سایت را در بر دارد بایستی به شیوه قدیمی و استاندارد درست کردن صفحات وب نوشته شود؛ نه یک سری کد جاواسکریپت و xml که نه موتور جستجو می‌تواند آنها را اجرا کرده و مطالب سایت را ایندکس کند و نه کاربرانی که به نحوی از جاواسکریپت محروم‌اند. صندوق دریافت پست الکترونیک نظیر سرویس گوگل یک مثال بارز برای محل استفاده از AJAX، یعنی جایی است که اطلاعات سریعاً تغییر می‌کند و محیط این صفحه شرایط استفاده از یک web application را تداعی می‌کند یا اینکه حقیقتاً یک نمونه از آن هست. گوگل یک نسخه HTML استاندارد (همان inbox خوب قدیمی) را به عنوان یک جایگزین در آستین دارد. چقدر باملاحظه و دوراندیش.
همه اینها بر این تأکید دارند که اینترنت رسانه‌ای متفاوت با رسانه‌های دیداری-شنیداری یا چاپی است. کاربر اینترنت قادر است تمامی طرح‌بندی زیبایی را که شما برای سایت خود انجام داده‌اید را زیر پا بگذارد و از فونت‌های سه‌ایکس لارج (!) خود برای مرور صفحات استفاده کند. در این موقع است که طراحی سمنتیک (معنایی) صفحات توسط یک طراح وب مسئول به چنین شخصی این امکان را می‌دهد که در بین خانه‌های جدول‌های تودرتویی که برای چیدن عناصر صفحه توسط یک طراح ناآگاه یا غیرمسئول قرار داده شده «گم» نشود و از سیر منطقی اطلاعاتی که تحت عناوینی مرتب شده بهره ببرد. همچنین در آینده‌ای نه چندان دور داشتن یک «صفحه قابل‌چاپ»  مجزا مفهومی نخواهد داشت. چرا که با css می‌توان یک «راهنما»ی مقاله را چاپ کن و بالا و پایین صفحه را چاپ نکن روی همان صفحه تعریف کرد. کاربر با انتخاب کردن گزینه Print از منوی مرورگر خود مستقیماً نسخه چاپی مقاله مجله اینترنتی مورد علاقه خود را برای خواندن در سر میز صبحانه یا توی مترو یا هواپیما خواهد داشت.
طراحی معنایی صفحات و جدا کردن سند از نحوه نمایش آن فرمول پیچیده‌ای نیست که آن را به نرم‌افزار واگذاریم. در واقع نرم‌افزارها هنوز از درک آن عاجزند، اگر چه برخی از آنها ابزارهای فوق‌العاده به‌دردبخوری را برای تولید صفحات وب در اختیار می‌گذارند.

کاش من هم یک وب‌سایت داشتم

روز سه‌شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٦ ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()

کاش من هم یک وب‌سایت داشتم. کاش قلمروی داشتم روی اقیانوس اینترنت. آن وقت به ایرانی‌ها که مثل خودم در همه چیز عقب هستند فقط و فقط به این خاطر که خودشان را کپی می‌کنند، می‌فهماندم که وب‌سایت و پایگاه اینترنتی و پورتال و وب‌گاه و صفحه رسمی و صفحه اصلی و صفحه فرعی و... یعنی چه. ایرانی‌هایی که طراحان سایت‌هایشان با اسکریپت‌های آماده کیف می‌کنند، دائم به دنبال پیاده کردن سیستم‌های آماده هستند تا کلی بی‌خودی سروصدا کنند و اصلاً حالیشان هم نمی‌شود که چه‌کار کرده‌اند و چه messای درست کرده و چه افتضاحی را به اسم وب‌سایت و امکانات وب‌سایت الم کرده‌اند. برای نمونه به سایت پرژن‌تولز سری بزنید و ببینید که جوان‌های مملکت دنبال cmsهای سایت‌هایی مثل یوتوب، ایستگاه، نمونه‌های تبلیغات پیکسلی، و قص علی هذا هستند. آخه تو مملکتی که نصف بیشتر ملت با dial-up به اینترنت دسترسی دارند، اون نصف کمتر بقیه هم با dslهای 64 و 128 کیلوبیتی یا مثل من 512های حجمی تبلیغات پیکسلی و سایت شبیه یوتوب چه لطفی دارد. همین سایت‌هایی که اطلاعات متنی قرار است در اختیار ملت قرار دهد آنقدر کد اضافی و زائد دارد که بعضی وقت‌ها خواندن چند خط خبر و مقاله فارسی از دیدن یک ویدیو روی یوتوب بیشتر وقت می‌برد؛ از لحاظ ظاهر شدن صفحه گفتم. ملت دنبال هر رده اطلاعات و محتوایی روی اینترنت باشند، از عکس‌ها و ویدیوهای پورنو گرفته تا اخبار، دنبال محتوای خوب هستند. پورنویی که می‌بینند باید درست و حسابی باشد، سایتی که برای اخبار به آن مراجعه می‌کنند یا RSSهایی که آبونه آن شده‌اند باید به خوبی تدوین و سرهم شده باشد، سایتی که از آن خدمت ای‌میل می‌گیرند باید چیزی کمتر از gmail نباشد، و... و حق هم دارند. همه مردم دنیا، یا بهتر نوع بشر همیشه دنبال کیفیت بوده و به چیزی کمتر از عالی رضایت نمی‌دهند. خب... البته وقتی عالی وجود داشته باشد؛ والا با نسبتاً بد هم می‌سازند!
در میانه این بلبشوی سایت‌های ایرانی چند تای آنها قامت خود را افراشته نگه داشته‌اند؟ در باره معروفیت و محبوبیت وب‌سایت‌ها شاید بعداً صحبت کنیم، ولی الان همین را بچسبیم که چند تا از وب‌سایت‌های ایرانی (فارسی) به لحاظ طراحی معنایی صفحات، جدا کردن محتوا از نمایش، accessiblity، بهینه‌سازی سرعت دیده شدن صفحات و کل سرفصل‌هایی که بحث آنها در لایه زیرین رسانه اینترنت می‌گنجد و در جوامع «خارجی» جریان دارد و در جامعه «داخلی» کسی برای آنها تره هم خرد نمی‌کند، نمره قبولی می‌آورند؟ باز خدا پدر بعضی از قالب‌های پیش‌فرض وبلاگ‌ها و cmsها را بیامرزد که محتوا را از نمایش جدا می‌کنند و همین چند سایت ایرانی که با این سامانه‌های مدیریت محتوای فارسی‌شده برپا شده از چنین ویژگی‌ای برخوردارند. گذشته از چند تا موردی که گفتم بقیه سایت‌ها واقعاً accessible یا قابل دسترسی برای افراد یا رایانه‌های کم‌توان و همچنین مرورگرهای تلفن‌های همراه و PDAها و کلاً handheldها نیستند. قبلاً در باره CSS و جدا کردن محتوا از نمایش، و استفاده از تگ‌های معنایی مثل h1، ul، و نظایر آنها نوشته‌ام. در واقع من وقتی خودم را جای اصغر بی‌علاقه به این مسائل ولی با یه کم IQ می‌گذارم که همه این حرف‌هایی را که من می‌زنم دنبال کرده و سعی کرده بفهمد آخر قضیه این همه حرفی که زدیم پماد و مرهم کدام زخم‌مان می‌شود می‌گذارم به این نتیجه‌گیری می‌رسم: این آقا (یعنی من) می‌گوید که همه صفحات‌تان را باید با تگ‌های مخصوص عناوین، پاراگراف، لیست‌های بی‌شماره و شماره‌دار و... طراحی کنید، برای رنگ و لعاب صفحه‌تان از CSS و نه table و سایر تگ‌های HTML استفاده کنید، برای همه عکس‌هایتان alt را کامل کنید، افراد دارای ناتوانی‌های جسمی را در نظر بگیرید، و کلاً روی این خط و موی باریک استاندارد وب راه بروید و مبادا کج و راست شوید که با کله از روی پل صراط توی سرب مذاب سقوط می‌کنید. خب. گیریم هم صفحات اینطوری طراحی شدند. خب اینا که چیزی نیست. همه این‌ها شد. که چی؟!
همه این‌ها حرف‌های آسانی هستند ولی کسی به آنها عمل نمی‌کند. عمدتاً به این خاطر که بیشتر آدم‌ها این‌ها را نمی‌دانند، یا می‌دانند ولی نیازی به اجرای آنها احساس نمی‌کنند. در همین بلاد فرنگ هم اگر طرح و لایحه‌ای نبود که وب‌سایت‌ها را ملزم به accessible بودن کند، کسی نه سرش درد می‌کرد و نه پول توی جیب‌اش زیادی کرده بود که به فکر redesign بیفتند. بعله! همه این ملاحظاتی که گفتیم بهتر است (در برخی کشورها باید) در طراحی صفحات مدنظر قرار بگیرد کسی را نمی‌کشد، ولی با چشم‌پوشی کردن از همین نکات ریز هست که همه می‌توانند طراح وب قلمداد بشن. این‌ها آسان و برای افراد با IQ بالای 70 قابل هضم است، البته آن هم به شرطی که چند کلاس سواد داشته باشند، اما همین آسان‌ها و قابل هضم‌ها ولی غیر قابل اجراها (چون به درشکه عادت کرده‌ایم) تعهد و dedication جامعه محترم مهندس‌های طراح وب و بقیه غیر مهندس‌های طراح وب را می‌طلبد. این‌ها هستند که دفعه دیگه که به دانشکده دندانپزشکی میان که سیستم محیرالعقول خودشون رو show case کنن، بهتره به‌خاطر خیلی از اخلاقیات و مقدسات، به‌جای اینکه تمپلیتی با سیستم کهنه منوهایی که منحصراً با Javascript کار می‌کنه و لینک‌هاش هایپرلینک (href) نیست، ورود به سیستم داره، با asp و MS-SQL اونهم منحصراً ورژن 2005 کار می‌کنه، آپ‌دیت‌اش فقط به دست یک نفر صورت می‌گیره و هر بلایی که سر سیستم بیاد باید خودشون بیان و درستش کنن؛ لطف کنن و یه سیستم cms اپن‌سورس مبتنی بر php رو روی میز بذارن که از لیست‌های بدون شماره برای منو‌ها استفاده می‌کنه، اتفاقاً ورود به سیستم هم داره، از کدهای اختصاصی مایکروسافت که فقط IE اونها رو parse می‌کنه استفاده نمی‌کنه، و مصداق آفتابه لگن هفت دست نیست و به تمام اعضای سازمان شام و ناهار می‌ده، و یک سیستم انعطاف‌پذیر به تمام معناست.
همه اینها اگر و فقط اگر، برخی افراد - به‌اصطلاح طراحان و در واقع پرکنندگان تمپلیت‌های آماده، با گوجه و جاواسکریپت اضافه، همان ارثیه دزدی کسانی که لعنت کردند پدر و مادر کسی را که از کدهای آنها استفاده کند و به آنها دلار ندهد - سعی کنند تمپلیت‌های بهتری را پر کنند! آخر سر، دستمزد آنها که فرقی نمی‌کند.

هفته‌ای که گذشت چه خوب گذشت

روز پنجشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٦ ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ | پيام هاي ديگران ()

مطمئن نیستم ولی به یک علتی تو طول هفته این فکر با من بود که این هفته هفته خوبیه. از «تصور کن، تجربه کن» حرف نمی‌زنم. داشتم خوبی‌ها رو تجربه می‌کردم. خب... مدل خودم. آررر! خب ما هم استایل خودمونو داریم. فقط محمود رامتین نیست که تریپ فشن باشه و فوتو سشن داشته باشه و سو کالد کنسرت بذاره واسه خودش و کلی جناب وجودش رو تحویل بگیره. ما هم بلدیم! بذارین ببینم... خب باید در باره‌اش فکر کنم. و بعد هم اقدام. در باره چی حرف می‌زنم؟ ایمیج نو.
خیلی خب. بسه. خیلی حرفا میاد تو مخم و می‌ره. ولی فعلاً پیاده کردن همین قدر از نوار مغزی‌ام برای مند کردن پیسز آو مای (یو کود سی) بروکن هارت کافیه.

بالا و پایین رفتن مود آدم

روز پنجشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٦ ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()

مود سوینگ یا بالا و پایین  رفتن مود هم از اون حرفاست که بنده و فکر کنم هر بنی‌بشری دچارش بشه. چه میشه کرد آدم بعضی وقتا کم میاره و مودش میره پایین. بعضی وقتام که داره آسمونا رو سرف می‌کنه و مودش می‌ره بالا. اینا رو گفتم که «فهم‌ات بره بالا!»
حالا فهم شما جهنم!!!‌ فهم خودم دچار مشکل شده. نصفه شبی نزده به سرم. بازم رفتم تو یه مودهایی که قبلاًها هم رفته بودم توش. مود کلاً چیز بدیه؛ آدم رو نصفه‌شبی زابه‌راه می‌کنه! دوربین عکاسی نگرفتم. موبایل خوشگل ندارم. کاری به کارت ندارم. کاری به کارش ندارم. آخه امروز تولده مثلاً. تولد یک آدم. خودسانسوری هم چیز بدیه. ولی اگه وبلاگ منتسب بهت باشه اون موقع است که دچارش می‌شی. بعد فکر می‌کنی شاید یه آدرس ناشناس رو باز کنی و تو اون بنویسی. بعد می‌گی ای بابا. بی‌خیال‌اش می‌شی. آخ که من چقدر این تاچ‌تایپنگ رو دوست دارم. قاتل مچ! کارپال تونل! بذار استفاده کنیم این مچ و این انگشتا رو. خودمونو بریزیم بیرون. راستی این بی‌نظیر هم برگشته می‌تونن با حاجی برن «پشت درهای بسته» و هر چی دارن بریزن بیرون. بگن اینه! اگر خدا بخواد نتایج مذاکرات 9 ماه دیگه مشخص می‌شه! قاه قاه قاه قاه هر هر هر هر کر کر کر کر..! خداییش با چه چیزایی دل‌خوش بودیم. حالا می‌بینم که زندگی رنگ باخته! البته هی دارم تکرار می‌کنم که من الان باید آن تاپ آو ایت باشم و ات مای بست؛ اما ای دل غافل! کجا مای بست و آن تاپ؟ که در عرش که نه بر فرش هم نه در اسفل‌السافلین‌ام من. روحیه‌ام رو می‌گم. به عبارتی همون مود سوینگ که الان تو قسمت سینوسی اکس مساوی منفی یک قرار داره. دیدین هنوز حس شاگرد ریاضی رو از دست ندادم. با این که دانشگاهم یک کلمه به این چیزا ربطی نداشت؟! خیلی خب. حالا که همه کانوینس شدین که من سایکو هستم و نصفه‌شبی خواب‌نما می‌شم و ××شر می‌نویسم و فلان و بلا و بلا... برین دنبال کارتون. حرف و نظر نمی‌خوام ازتون. ایو گات ایناف آو ذم!

بایگانی ماهانه

دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٤
مهر ۸۳
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱